راه شـــــب

تقـدیــم به چشـم هـایی که در راه مـانـدنـد و دل هایـی که آنـها را نـدیـدنـد

 

نــــوشـــــتــه هــــای وبـــــم را بــــدونــــه هــــیـــچ

      ((  قـــــــــضـــــاوتـــــــــی)) بـــــخـــــــــوان....

 

من اگر عاشقانه می نویسم

نه عاشقم نه معشوق کسی...

فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها

        فقط تمرین آدم بودن می کنم....

نوشته شده در ۹۴/۰۴/۱۵| ساعت | توسط زهــــرا| |

گاهی خدا را صدا کن

بی آنکه چیزی بخواهی

بی آنکه گله ای کنی

بی آنکه بگویی چرا... کاش... اگر

بی آنکه تمام آنچه که نیست را به او نسبت دهی

بی آنکه حتی بخواهی توبه کنی

گاهی فقط خدا را صدا کن

او برای جنبیدن حروف نامش روی زبان تو

انتظار می کشد...

نوشته شده در ۹۴/۱۰/۱۱| ساعت | توسط زهــــرا||

خبر رفتنت چهارستون دلم را لرزاند 

کمی بیشتر بمان من هنوز سیر نشده ام از تماشای تو

تو فرشته ی مهربان من هستی... با رفتنت معادله ی 

قلبم بهم نمی ریزد خیالت اسوده باشد من همچنان دوستت خواهم داشت

همچنان در خاطرم می مانی همچنان عشق پابرجاست

اما معادله ی بودن من بهم خورد وقتی رفتی...

من تورا باتمام وجودم بدرقه خواهم کرد چه باشکوه رفتی 

واین رفتن حلالت باد....

(خاله جانم به یادت هستیم....)

94/9/11

 

نوشته شده در ۹۴/۰۹/۱۱| ساعت | توسط زهــــرا||


بالا رفتن سن حتمی است ...
اما اینکه روح تو پیر شود ،
بستگی به خودت دارد ... !
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...
ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...
ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ...
پایان آدمیزاد
نه از دست دادن معشوق است
نه تنهایی...
هیچکدام پایان آدمی نیست!
آدمی ان هنگام تمام میشود که دلش پیر شود.....

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۲۰| ساعت | توسط زهــــرا||

 

مـــــــــثـــل هــــر ســـــــــال گــــــذشــــــــــت

امـــــــــا....

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۰۹| ساعت | توسط زهــــرا||

 

یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد …
و بعضی اوقات هم یک حرف یک عمر آدم را سرد می کند …
حرف ها چه کارها که نمی کنند ...

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۰۶| ساعت | توسط زهــــرا||

 

تو کز خاموشی ام فهمی نداری

چه خواهی فهم کردن از کلامم ؟.....

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۰۴| ساعت | توسط زهــــرا||

 

به کسی اعتماد کن که

اندوه پنهان شده در لبخندت

عشق پنهان شده در خشمت

و معنای حقیقی سکوتت را بفهمد . . .

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۰۴| ساعت | توسط زهــــرا||

 

هیچ کس متوجه نمی شود که

بعضی از افراد چه عذابی را تحمل می کنند

تا آرام و خونسرد به نظر بیایند!....

نوشته شده در ۹۴/۰۸/۰۴| ساعت | توسط زهــــرا||

 

دعواکن… 

ولی با کاغذت !

اگرازکسی ناراحتی؛ یک کاغذ بردار و یک مداد

هرچه خواستی به او بگویی,روی کاغذبنویس.

خواستی هم داد بکشی تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را…

آرام که شدی،برگرد وکاغذت رانگاه کن

آنوقت خودت قضاوت کن...

حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت را با پاک کن عزیزت پاک کنی

دلی هم نشکانده ای, وجدانت را نیازرده ای.

خرجش همان مداد و پاک کن بود,نه بغض و پشیمانی !

"گاهی میتوان از کوره خشم پخته تر بیرون آمد

 

 
 
نوشته شده در ۹۴/۰۷/۰۸| ساعت | توسط زهــــرا||


قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت