تراژدی(8)
حالا که رفتنی شده ای برای من از امدنت بگو
باور اینکه دیگر نیستی فاجعه ای بس غم انگیز است
دلتنگی غصه ی عجیبی ایست
من برای امدنت دست به دعای خدا می شوم تا دلش
برای دل تنهای من بسوزد و بگذارد تو کمی کنار من بمانی...
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۰۴ ساعت توسط زهــــرا
خاک شد هر که در این خاک زیست