نــــوشـــــتــه هــــای وبـــــم را بــــدونــــه هــــیـــچ

      ((  قـــــــــضـــــاوتـــــــــی)) بـــــخـــــــــوان....

 

من اگر عاشقانه می نویسم

نه عاشقم نه معشوق کسی...

فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند...

در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها

        فقط تمرین آدم بودن می کنم....

تراژدی

چنان دوستت دارم که گر بروی هم خالی نمیشوم ازتو

تراژدی19

عاشقی نکرده ام معشوقه ی کسی نبوده ام

اما رسم عاشقی را خوب میدانم...

قطعا انچه بین ادم های این زمانه میگذرد اسمش 

عشق نیست..عشق دقیقا همانجایی ایست که با تمام وجودت 

میجنگی برای از دست ندادن ...انجا که بی هیچ چشم داشتی مهربانی ات را

ادامه میدهی حتی با تمام زمستانی که آن ادم در خود دارد

 

تراژدی18

وقتی چشمانت را به رویم میبندی 

وقتی قرار به نبودنت هست حرفی نمی ماند

من هم بد شدن را خواهم اموخت من هم چشمانم 

را میبندم و از یاد میبرمت چنان که گویی از ازل نبوده ای

وقتی بمانم وقتی می مانم و نمیبینی وقتی نمیخواهی بودنم 

چیزی را درمان نمیکند نه قلب بیمار تو را نه دلِ شکسته ی مرا

اما یادم نمیرود که لبخندت جهان مرا تعقیر داد و این دردناک ترین قسمت

این ماجرا بود که طعم گس آن هرگز از یادم نمیرود...

تراژدی17

مبتلای چشمان توام ای سیاه مست

ای که گاهی نیست و گاهی هست

 جانی دگر بباید تاب زمستان تو را

   ای که بر دل دارمت نام تو را

من زِ عشق تو فارغ نشده ام هرگز

نگذار سر به بالین رقیبم هرگز

کَز بی وفایی تو دل و دینم رفت

گو دلی در آن سینه ی سنگت هست؟

تا که نشکسته دلِ زِ شیشه نازک تَرم 

گو کسی هست که گوید زِ من عاشق تَر است؟

تراژدی16

قصه ی عشق من به تو همین جا تمام نمیشود 

تو می مانی,در دل و جان من می مانی

من چشمان رنگ شب تو را در دل پاییز دیده ام

میبینی!من عشق نصف و نیمه نمیدانم

می مانم,بر سر تو و عشقت می مانم

حتی اگر تو با کوله بار غرورت در دل زمستان رفته باشی

اما حالا بعد از سال ها که زمستان برگشته تو همچنان نیسیتی

اما من کنج این خانه  برای تو عاشقانه مینویسم 

و در خیالم مرورت میکنم..حالا پاییز رفته اما زمستان برگشته

زمستانی که در خیابان هایش همچنان یادگاری های پاییز را در خود دارد

                    مثل منی که از پاییز تو را به یادگار دارم...

غمگینم

تولدم مبارک نیست....

فـــــــقـــــط مــــــــــــــــــــــــعــــــــــجـــــزه....

ارزو میکنم که خنده ات تنها به عادت مرسوم " عکس گرفتن " نبوده باشد

و تو خندیده باشی در ان لحظه از ته دل

چرا که خنده ی تو جهان را زیبا میکند

ندیدی که از زندگی خـــــــــــالــــی ام...