گـــــــــــاهی تـــــــــنها جــــــــــــــــــــــــدایـــــــــی

               چــــاره ی کــــــار اســـــت

هــــمه دنـــــیــــا بگن نـــــــــه

تـــــــــو بگــــــی اره تـــــــــمـــــومه....

دیـــــگـــــر دچــــــارت نـــــیـــســـتم...

دلتنگم اما تکرار یک اشتباه ناعاقلانه ترین کاردنیاست....

توی دوست داشتن هام دارم عاقل میشم...

قدرت غرور تو
بیشتر بود از سکوت من
تورا پنهانی در دلم،آرزو کردم
تو بیقرار بودی
باران گرفت
هردو گریستیم
تو برای سکوت من
من برای غرور تو
و آسمان برای تنهایی مان...

 

دلهای ما که بهم نزدیک باشند
دیگر چه فرقی میکند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های دور میترسم

تولدم مبارک نیست....

تراژدی(15)

پاییز را باید قدم زد گاهی با 

یک دوست قدیمی فرقی نمیکند روح اش یا 

احساس اش از جنس تو باشد همین که خاطره 

هایی مشترک داشته باشید کافی است تا  بهانه ای شود

برای باهم قدم زدن و گفتن خاطره های تلخ و شیرین

 

تراژدی(14)

لبخند بزن حتی به انها که 

ارامشت را ربوده اند حتی به انها که تحمل دیدن خوشی هایت

را ندارند و بی صبرانه منتظر زمین خوردنت هستند این رسم ادم هاست

بی رحم میشوند وقتی خوشحالی وقتی فارغ از هر غم و غصه ای هستی لبخند بزن

و بگذار هر انچه میخواهند بگویند